شنیدید میگن هر کاری یه زمانی داره! وقتی از اون زمانش که بگذره دیگه انجام دادنش یا غیر ممکن میشه یا خیلی سخت! چقدر بچه بودیم و این حرفارو پدر و مادرهامون بهمون میزدند و ما بی هیچ توجهی میگذشتیم ازش!

حالا مدتهاست که معنی این حرفارو با گوشت و خونم حس میکنم!

زملنی که میخوام و شدن خیلی سخت شده!

زمانی که باید تلاش دوچندان و حتی سه چندان برای چیزی کنم که به دست آوردنش تو موقع خودش کار یه نیمچه تلاش بود!

حس یه ادم طلسم شده رو دارم! حس میکنم تو یه حباب سیاه و وحشتناک گیر افتادم میخوام یه سری کارهارو انجام بدم و یه کاری رو دیگه انجام ندم اما انگار یه نیروی ماورایی، یه نیروی شیطانی نمیزاره! مثل کسی که روش بختک افتاده باشه و از شدت ترس و وحشت بخواد بلند بشه ولی نتونه!

من دارم دست و پا میزنم، وحشت زده و پر تلاطمم! میخوام بختک رو بزنم کنار و بلند شم!!!!

نمیشه...

نتونستم!

نمیتونم!

خدایا کمکم کن...!